عمر کشون به صرف پفک!
همکار بغل دستی من توی مرکز یک آدم ساکت و سر به زیره که آزارش به مورچه هم نمی رسه. از اون آدمهایی که اگه کتکشون هم بزنی صداشون در نمیاد. ایشون علاوه بر صفات و ویژگی های اخلاقی خوب از لحاظ علمی هم وضعیت مناسبی دارن. با اینکه از هر لحاظ شایستگی مسئول بخش شدن رو داره ولی هیچ وقت برای این منصب تلاشی نمی کنه و کسای دیگه ای جاشو گرفتن. حالا این مطالب رو داشته باشین تا بعد بگم چه ربطی داره. توی مرکز ما رسمه که هر چند مدت یه بار یکی به یه مناسبتی شیرینی میده. مناسبتش میتونه تولد ائمه باشه که در این مورد اکثرا خود مرکز شیرینی میده و یا ازدواج و بچه دار شدن و ماشین خریدن و چیزای دیگه. طبق همین روال هفته قبل دیدم که آبدارچی طبقه ما یه دونه پفک گذاشت روی میزم
. گفتم این چیه گفت شیرینی! خنده ام گرفت . این چه شیرینیه که شوره تازه همه چی دیده بودم به عنوان شیرینی به جز پفک. مناسبتش رو که پرسیدم تعجبم بیشتر شد. به خاطر قتل عمر! البته آبدارچیمون ترکه و با تعصب خاصی گفت عمرکشون. وقتی اسم صاحب شیرینی (یا همون صاحب شور) رو گفت دیگه داشتم از تعجب میترکیدم. همون همکار بغل دستیم!
با تعجب برگشتم و سمت راستم رو نیگاه کردم. قیافه آروم و محجوبش اصلا مال این حرفا نبود. فکر نمی کردم آدمی که حتی توی مباحث سیاسی یا مرتبط با مرکز خودمون وارد نمیشه در مورد مذهب تا این حد تندرو باشه. اون روز در حالی به کارم مشغول بودم که دائم با خودم می گفتم شناخت انسانها از همدیگه هیچ وقت کامل نمیشه. شاخهای روی سرم هم به مرور زمان خوب شدن
.