سور خوران!
يكي از رسمهاي سربازخونه اينه كه به بهونه هاي مختلف سعي مي كنن يكي رو پياده كنن و ازش سور بگيرن. اين بهونه ها شامل مواردي چون گرفتن كارت پايان خدمت
، ازدواج
و گير آوردن شغل
ميشه. البته در گذشته مثل اينكه يه شرطي وجود داشته كه هر كي يه پول بيش از ۵۰ هزار تومن بگيره بايد سور بده. حالا ميخواد وام باشه يا پروژه يا حتي اضافه كار. يه بار مي ديدي كه طرف ۵۰ هزار تومن اضافه وام مي گرفته حالا بايد سور هم مي داده
.
سور ، عموما جوجه كبابه كه بين بچه ها با نام 'جوج' معروفه. خود بروبچ چند تا مرغ می گیرن و پاک می کنن و توی باغچه کوچیک حیاط ، که واسه این جور مراسم با استفاده از چند تا آجر به شکل منقل درآوردن ، روي زغال به سيخ مي كشن. مراسم سورخورون (شايدم سور گيرون
) توي سربازخونه بهونه اي براي تازه كردن ديدارها هم هست. معمولا از بچه هايي كه قبلا توي مركز ، سرباز بودن يا با بچه هاي سربازخونه رفت و آمد داشتن و حالا رفتن سر خونه زندگي خودشون دعوت ميشه تا اونا هم بيان. توي بعضي موارد حتي بچه ها از شهراي ديگه (مثل كاشون) هم خودشونو مي رسونن.
مراسم جنبيه سورخورون شامل قليون ميشه كه طرفداراي خودشو داره. توي حياط ، درست عين خونه هاي قديمي كه توي فيلما نشون ميده ، يه عده اي مشغول به سيخ كشيدن جوجه ها ميشن يكي سيخا رو روي زغال سرخ شده اين ور و اون ور ميكنه و باد ميزنه و يكي هم داره آتيش گردونو مي چرخونه و زغالا رو براي قليون آماده ميكنه. جوجه كه آماده شد بعضيا (مخصوصا متاهلا
) كه اعتبار ويزاشون ديگه تموم شده و بايد برن خونه پا ميشن كه برن و به همين خاطر سهم جوجشون رو با خودشون ميبرن خونه. يكي ديگه از مراسم جنبيه سورخورون مراسم جذاب و باحال آب بازيه كه توي اون همه چيز و همه كس خيس ميشه. ماجرا ازين قراره كه هر وقت غذا خوردن بروبچ تموم شد و در حاليكه هنوز سفره رو به صورت كامل جمع نكردن بچه ها (معمولا حامد و مصطفي) شروع مي كنن و دست و پاي يكي يكي بچه ها رو مي گيرن و طرف رو مي كشونن توي حياط و شيلنگ آب رو باز مي كنن روي سرش! در مواردي هم حتي توي همون اتاق و با قابلمه و تابه و پارچ ميفتن به جون يه نفر و خيسش مي كنن. توي اينجور مواقع تقريبا فرار كردن بي فايده اس
و همه بايد خيس بشن و يكي بايد يا عذر موجه داشته باشه يا خيلي خاطرشو بخوان كه بهش رحم كنن. عمق فاجعه اونجاس كه بعد از اينكه كاملا خيس شدي با مايع دستشويي ميفتن به جونت و سرتو با اون ميشورن
.
آخر مراسم آب بازي ديگه تقريبا همه تو حياطن و دارن همديگرو خيس مي كنن و بعدشم هر كي خواست ميره حموم دوش ميگيره (جدا جدا
). ساعت حدوداي ۱۲ تا ۱۲ و نيم شب مراسم سورخورن تموم ميشه و بعضيا كه ديگه دير شده و ماشين گيرشون نمياد كه برن خونشون (البته بعضيا رو هم ديگه اونموقع شب به خونه راه نميدن) شب رو همونجا پيش ما مي مونن و بچه ها پتوهاشونو با هم تقسيم ميكنن.
آخرين مورد سورخورون هم هفته قبل بود كه براي ازدواج محمد اسماعيلي بود و اين هفته براي كار يكي از بچه هاي ديگه. هفته قبل توي مراسم من رفتم ظرفها رو بشورم كه دستمو با چاقو جر دادم
و كلي خون اومد كه اگه فرصت شد عكساشو به همراه ساير عكساي مراسم ميذارم تا ببينين.